چگونگی محاسبه تاخیرات مجاز ناشی از اضافه دستور کاری جدید

 

چطور باید تاخیرات مجاز دستور کارهای جدید را تو برنامه زمان بندی محاسبه کرد؟

 

برای محاسبه تاخیرات مجاز ناشی از دستورکارهای جدید، چیزی که در بین بیشتر پیمانکاران،مشاوران و کارفرمایان در حال حاضر رایج هست بدین گونه است که مبلغ افزایش قرارداد را بصورت خطی به زمان هم اضافه میکنند، یه مثال میزنم تا متوجه نقاط قوت و ضعف این روش بشید و صد البته محاسبه روش اصولی رو هم میگم.
برای مثال یه قرارداد داریم که مبلغ اولیش بوده ۱۰۰ واحد پولی و مدت زمانش هم بوده ۱۰ ماه، خب بعد از نوشتن صورت وضعیت قطعی مبلغ کارکرد پیمانکار افزایش پیدا کرده و مثلا شده ۱۲۰ واحد پولی، حالا میان و برای این ۲۰%  که به مبلغ اولیه اضافه شده ۲۰% هم به مدت اولیه اضافه میکنن به عبارتی تاخیر مجاز پیمانکار تقریبا میشه ۶۰ روز.
خب این روش چند تا نقطه قوت داره و اونم اینه که محاسبش خیلی سریع و راحته و نیاز به داده های خیلی زیادی هم نداره و اگه طرفین قرارداد بپذیرند که از این روش عمل کنن خیلی سریعتر کار پیش میره و زودتر به نتیجه میرسند، استفاده از این روش برای پروژه های کوچیک و کم اهمیت میتونه تا حدودی مناسب باشه.
و اما برای اینکه بخوام نقطه ضعف این روش رو بگم یه مثال میزنم.
فرض کنید اون ۲۰% که بالا گفتم فقط خرید و نصب یک تجهیز سنگین بوده و پیمانکار برای انجام این کار اون تجهیز رو فقط خریده و ظرف یک هفته هم نصبش کرده، خب با این اوصاف بنظرتون ۶۰ روز زیاد نیست که براش مجاز بشه؟ آیا حق کارفرما ضایع نمیشه؟ و در حالت عکسش فرض بگیرید که اون ۲۰% یه کار دستمزدی بوده که به پیمانکار ابلاغ شده مثلا اجرای نمای کل ساختمان بوده که واقعا ۱۲۰ روز کار میبره، حالا تو این حالت بنظرتون ۶۰ روز واقعا کم نیست؟ آیا حق پیمانکار ضایع نشده؟ خب پس بزرگترین نقطه ضعف این روش اینه که اصلا روش عادلانه ای نیست، مخصوصا برای پروژه های بزرگ و پر اهمیت.

خب حالا محاسبه روش اصولیش چطوره؟

برای اینکه بتونید تاخیرات رو درست محاسبه کنید نیاز به برنامه زمان بندی اولیه داریم تا با وارد کردن اون دستور کارها و ایجاد رابطه منطقی با سایر فعالیت ها میزان تاخیرات رو بررسی کنیم. (ببینید من تو این سناریو فقط میخوام همین یه قلم رو توضیح بدم فقط همین، چون تحت یسری شرایط که در حالت واقعی رخ میده باید تاثیر همه آیتم ها رو با هم تو برنامه دید). خب شکل شماره یک داره بیس لاین برنامه اولیه رو نشون میدن (برای اینکه راحت متوجه قضیه بشید من همه فعالیت ها رو تو مسیر بحرانی گذاشتم):

شکل شماره یک:

 

خب وارد فاز اجرا شدید و فرض کنید که شما همه کارها رو طبق برنامه تا پایان عملیات خاکی انجام دادید، قبل از اینکه بخواید برید سراغ اجرای فونداسیون مشاور با کارفرما صحبت میکنه که با توجه به وضعیت پروژه حتما نیازه که دور تا دور پروژه سازه نگهبان انجام بشه برای همین به شما یه دستور کار جدید در قالب ۲۵% ابلاغ میکنه که برو سازه نگهبان رو اجرا کن، اینجا شما باید برید بررسی کنید که چقدر زمان نیاز دارید تا این کار رو تو حالت عادی انجام بدید، پس از بررسی شما پیشنهاد میدید که برای انجام این کار به ۳۰ روز زمان نیاز دارید که البته ۲۰ روز آن روی مسیر بحرانی و ۱۰ روزش هم با اجرای فونداسیون همپوشانی داره. حالا باید تاثیر این کار رو مثل شکل دو تو برنامه ببینید، من اومدم بسته کاری سازه نگهبان رو شکستم به فعالیت هاش و روابطش رو ایجاد کردم، اگه دقت کنید می بینید که اجرای کل سازه نگهبان ۳۰ روز طول کشیده ولی تاثیری که روی مسیر بحرانی گذاشته ۲۰ روز بوده (مواردی که با قلم قرمز تو تصویر مشخص شدن رو ببینید).

شکل شماره دو:

 

خب حالا میدونید چرا تو فیلدهای بیس لاین مقدار اون چندتا فعالیت سازه نگهبان برابر “NA”  و مدت زمان بیس لاین صفر شده؟ پاسخ اینه: چون تو بیس لاین اولیه مون نبودن و این یعنی افزایش اسکوپ پروژه در چارچوب قرارداد داشتیم یا بقول شرایط عمومی پیمان دستور کار جدید بوده.
و اما نکته پایانی زمانی که دارید برنامه تاخیرات رو تهیه می کنید حتما حتما باید تقویم پروژه تون رو پس از تاریخ پایان اولیه قرارداد همه روزهاش رو کاری کنید، سر فرصت توضیح میدم چرا.

مقاله های مرتبط :

تاخیرات در پروژه های عمرانی / صنعتی

تاخیر در رسیدگی صورت وضعیت و جبران خسارت پیمانکار

منبع : http://andyshehbartar.mihanblog.com/post/239

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *