مدیریت ریسک (Risk management) در PMBOK

مدیریت ریسک (Risk management)

 

از نظر PMBOK چطوری باید ریسک‌ها رو مدیریت کرد؟ 

در هر حوزه‌ای ابتدا میباست برنامه مدیریت اون حوزه را تهیه کرد. در مورد ریسک هم یکی از اولین اقدامات، تهیه برنامه مدیریت ریسک است. این برنامه مشخص می‌کند که چطور ریسک‌ها باید مدیریت شوند. چیزی که (PMBOK) در ادامه عنوان میکند، یک چهارچوب کلی است که باید جزئیاتش مشخص شود و این تعیین جزئیات در برنامه مدیریت ریسک انجام می‌شود. علاوه بر آن مثلا فرآیند تحلیل کمی ریسک اجباری نیست و باید در برنامه مدیریت ریسک مشخص شود که از آن استفاده شود یا خیر. کسانی را هم که قرار است مسئولیت‌های اصلی مدیریت ریسک رو داشته باشند در این بخش مشخص می‌شوند.
بعد از تهیه برنامه‌ریزی مدیریتی یک حوزه، نوبت به برنامه‌ریزی کارهای آن حوزه میباشد .
برنامه‌ریزی ریسک‌ها در PMBOK در چهار فرآیند انجام می‌شوند:

 ۱)شناسایی ریسک‌ها:

ابتدا میباست ریسک‌ها شناسایی شوند. شناسایی ریسک‌ها مثل تعریف گستره (scope) و فعالیت‌های آن است، یعنی بهتر است که برای آن یه ساختار شکست ریسک تهیه شود که هم بعدا مدیریت ریسک ها راحت‌تر شده و هم موقع شناسایی، ریسک‌های کمتری از قلم بیافتند. ریسک‌ها را بر اساس مبانی مختلفی می‌شود گروه‌بندی کرد و اگر این کار خیلی حرفه‌ای انجام شود، ممکن است لازم باشد که چند ساختار شکست ریسک مختلف برای آن در نظر گرفته شود.

۲)تحلیل کیفی ریسک‌ها:

بعد از شناسایی ریسک‌ها باید مشخص شود که احتمال وقوع و میزان تاثیر هرکدام از آنان چقدر خواهد بود. هر دوی آنها نیز تخمینی بیان میشوند. میزان تاثیر را معمولا کلی تعیین نمی‌کنند و به حوزه‌های مختلف مثل زمان، هزینه، کیفیت و … تقسیم می‌کنند. بعد از گردآوری اطلاعات، باید احتمال وقوع و میزان تاثیر با هم ترکیب شده و عددی که بدست میاید همان عددی که اهمیت ریسک را مشخص می‌کند. بر این اساس ریسک‌هایی که اهمیت آنها از حدی بیشتر باشه برای برنامه‌ریزی واکنش به ریسک آماده میشوند.

۳)تحلیل کمی ریسک‌ها:

تحلیل کمی مشکلتر و زمانبرتر است و در هر حال اجباری نیست. تحلیل کمی تقریبا شبیه آنالیز مونت کارلو است که در نرم‌افزارهایی مثل پرت‌مستر انجام می‌شود. معمولا فقط ریسک‌های مهم، یعنی آن‌هایی که تو مرحله تحلیل کیفی انتخاب شده اند را تحلیل کمی می‌کنند. نتیجه؟ و نتیجه این است که مشخص شود ریسک‌ها به لحاظ احتمالی چه تاثیری روی پروژه میگذارند. مثلا زمان و هزینه پروژه را به چه میزان افزایش می‌دهند. این فرآیند را بعد از برنامه‌ریزی واکنش به ریسک دوباره انجام داده تا ببینیم برنامه‌ها چه تاثیری روی نتایج خواهند داشت. مثلا قبلا به این نتیجه رسیده بودیم که پروژه احتمالا به خاطر ریسک‌ها حدودا ۸ ماه به تاخیر خواهدد افتاد. در حال حاظر و با اجرای برنامه‌ها تاخیر احتمالی ناشی از ریسک‌ها ۲ ماه شده است. این ۶ ماه به هزینه‌ای که میبایست برای ریسک‌ها انجام شود می‌ارزد یا خیر؟ اگه جواب منفی باشد، باید برنامه‌ریزی رو تکرار کنیم.

۴)برنامه‌ریزی واکنش به ریسک:

حال ریسک‌های مهم برنامه‌ریزی میشوند. مثلا یک ریسک این است که یه کارگر از لبه ساختمان بسقوط کند و جان خود را از دست بدهد! برنامه واکنش به این ریسک چگونه است؟ یکی از برنامه ها این است که دور پرتگاه‌ها نرده کشیده شود تا احتمال افتادن کم شود. از طرف دیگر کارگاه را بیمه کرده تا اگر احتمالا این اتفاق افتاد، حداقل از نظر مالی ضربه بزرگی به پروژه وارد نشود. این برنامه واکنش به این ریسک میشود، برنامه‌ای که هم احتمال وقوع رو کم می‌کند و هم میزان تاثیر آن را.

۵)کنترل ریسک‌ها:

باید مراقب باشید که تمام برنامه‌های واکنش به ریسک انجام شوند. باید کارآیی آن‌ها ارزیابی شود و در نهایت مراقبت شود که اگر ریسک جدیدی شناسایی شد، آن را به فرآیند شناسایی ریسک‌ها فرستاده تا کل روند برنامه‌ریزی آن تکرار شود. گاهی اوقات احتمال وقوع یا میزان تاثیر ریسک‌ها هم عوض می‌شود که باید این مسئله هم شناسایی شود و در صورت وقوع، برنامه‌ریزی تکرار میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *