بررسی و ارزیابی مزایا و معایب انواع روش های اجرای پروژه و مقایسه آنها

بررسی و ارزیابی مزایا و معایب انواع روش های اجرای پروژه و مقایسه آنها

 

 

 

چكيده

با ظهور شيوه هاي اجراي پروژه به صورتهاي طراحي- ساخت ،(DBطراحي- ساخت – بهـره بـرداري ) ،(DBOمـديريت ساخت ) (MCو ساخت – بهره برداري – انتقال )  BOTبعنوان انتخابهاي موفـق اجـراي پـروژه هـا در بخـش عمـومي، نگرش نويني در احداث صنايع توسط دولتها و كارفرمايان ايجاد شـده اسـت. اسـتفاده از شـيوه هـاي متنـوع تـامين كـالا و طراحي، منجر به موفقيتهاي بيشتر در پروژه ها شده است. در پروژه هاي بخش زير بنايي و عمومي اين امر به معني استفاده از منابع مالي غير مستقيم، طراحي هاي خلاقانه و جديد، هزينه پايين تر انجام پروژه ها و امكـان برنامـه ريـزي بلنـد مـدت سرمايه مي باشد. با استفاده از معيار هايي براي انتخاب شيوه اجراي پروژه ، كارفرمايان مي توانند روش اجراي پـروژه هـاي جديد خود را مشخص نمايند. در اين مقاله به تحليل اين روشها و ابزارهايي كه مي توان با استفاده از آنها شيوه اجراي پروژه را انتخاب كرد و همچنين به مزايا و معايب شيوه هاي متداول اجرا در ايران پرداخته و در پايان آنهـا را بـا يكـديگر مقايـسه كرده و سعي در ارائه پيشنهاد براي افزايش قابليتهاي آن براي آينده داريم.

مقدمه

در سالهاي اخير، حكومتها در سطوح مختلف تلاش مي كنند كه هزينه هـا را محـدود كننـد بـدون اينكـه خـدمات را كاهش دهند. در سطح كشورها، ابتكارات مختلفي براي تغيير در نقش حكومت در مديريت داراييها و املاكشان مورد ارزيابي قرار گرفته است. با توجه به نيازهاي مالي ، وزارتخانه هاي كشورها به طور فزاينده اي بـه مـديريت تاسيـسات زيربنـايي در يك روش شبه تجاري سوق پيدا كرده اند و به دنبال كشف راههاي جديد از مشاركت هاي بين حكومـت و بخـش خـصوصي هستند.
در نتيجه اين ابتكارات، حالتهاي مشاركت بسيار مختلفي به وجود آمده كه بسياري از آنها داراي همپوشاني با يكـديگر  هستند ولي در معنا و روش داراي اختلاف ظريفي مي باشند.در اين مقاله توضيح اجمالي بر تكنيكهاي مشاركت كه بيشترين استفاده را دارند و در حال حاضر در خدمت حكومت و بخش خصوصي قرار دارند داده مي شود. با توجه به برگزاري مناقصه هاي رقابتي در بخشهاي نفتي ، صنعت برق و احداث بنادر كـه توسـط ارگانهـاي دولتـي جهت سرمايه گزاريها انجام شده است، لازم است كه تلاش فزاينده اي جهت هر چه بهتر شدن اين روشـها، بـه خـصوص فرايند مناقصه و انتخاب پيشنهاد دهندگان كه هم از نظر مالي و هم از نظر فني، مشكلتر و پرهزينه تر از اسـتاندارد معمـول مي باشد صورت پذيرد. دو مشخصه تعيين كننده براي هر يك از روشهاي اجراي پروژه ، چگونگي پيوستگي مراحل انجام پروژه و همچنين تامين منابع مالي مورد نياز توسط بخشهاي دولتي يا خصوصي مي باشد. هر يك از اين شيوه هاي گوناگون اجرا داراي نقاط قوت و ضعف متفاوت مي باشند كه با انتخاب استراتژي مورد نياز انجام پروژه، پروژه بطور موفقيت آميزي اجرا خواهد شد. اگر چه همواره نيازهاي كارفرما با تغيير شرايط سياسي و اقتصادي تغيير مي يابد.

 ۱) روشهاي متداول و سنتي اجراي پروژه در كشور

۱-۱) ( Fix Value Contract ) – كنتراتي

پيمانكار به وسيله تجهيزات و منابعي كه از طرف كارفرما تامين مي شود يك كار را با يك قيمت مشخص بـه اتمـام مي رساند. مخصوص كارهاي با قيمت پايين.

۱-۲) ( Cost Price Contract) – طبق فهرست بها

پيمانكار به وسيله فهرست بهايي كه از طرف كارفرما ارايه مي گردد و با قيمتي كه در طي مناقصه اعـلام مـي كنـد در صورت برنده شدن ، موضوع پروژه را انجام مي دهد. روشي است كه در كشور ايران متـداول اسـت و اكثـر پـروژه هـاي عمراني با اين روش طراحي و ساخته مي شوند.

۱-۳) ( Cost Plus Contract) – قرارداد اماني

در اين قرارداد كارفرما و پيمانكار توافق مي نمايند در ازاي هزينه هاي انجام شده شامل دستمزد ، ماشـين آلات و مصالح و ارايه مستندات كافي از سوي پيمانكار، كارفرما درصد مشخصي را به وي پرداخت نمايد. در ايـن نـوع قـرارداد مـي بايست اطمينان كافي بين طرفين موجود باشد.
اين سه شيوه انجام پروژه ها به طور سنتي در ايران بوده است. با توجه به اينكه در چند سال اخير كشور ما به جمـع كشورهايي كه از طرفداران خصوصي سازي مي باشند درآمده است و بـالاخص تكنيكهـاي MC, BOTو  DBبـه عنـوان روشهاي خصوصي سازي در توسعه بخش انرژي خصوصا در توسعه تاسيسات زيربنايي نفتي-گازي و اخيرا صنعت بـرق كـه نقش مهمي در رشد اقتصادي و اجتماعي كشور دارد پيدا كرده اند، مورد بررسي قرار مي گيرند.

 ۲) روشهاي اجراي پروژه كه به صورت مشاركت خصوصي جهت انجام پروژه هاي بزرگ و زير بنـايي مـورد استفاده قرار مي گيرد

 

۱-۲) -BOT ساخت-بهره برداري- انتقال

۱-۱-۲) تاريخچه

اولين توسعه خصوصي واحدهاي صنعتي تحت عنوان  BOTدر تركيه در سال  ۱۹۸۴به وسيله اوزال نخست وزير تركيه استفاده شد كه قسمتهايي از يك برنامه خصوصي سازي بزرگ براي توسعه تاسيسات زيربنـايي بـود ولـي اولـين بـار پروژه  BOTدر سال  ۱۸۳۴در پروژه توسعه كانال سوئز مورد استفاده قرارگرفت. اين كانال كه از نظر مالي توسط اروپايي ها اداره مي شد به وسيله حمايتهاي مالي مصريها سرمايه گزاري گرديد و امتياز انحصاري طراحي، ساخت و بهره برداري آن به پاشا محمد علي مصري محول گرديد. اما با توسعه صنايع و تاسيسات زيربنايي، اين روش از اوايل دهه  ۸۰يعنـي هنگـامي كه تركيه اعطاي امتياز چند نيروگاه را به مناقصه گداشت به رسانه هاي ملي راه يافت و هـم اكنـون در كـشورهاي در حـال توسعه مورد استفاده قرار مي گيرد.

۲-۱-۲) BOT – تعريف

در اين روش يك پيمانكار مسئوليت طراحي و اجرا را داشته و براي مدت مشخصي از آن تاسيسات بهره برداري نموده، پـس از اتمام مدت قرارداد تاسيسات موجود را به كارفرما منتقل مي كند. معمولا تامين منابع مالي پروژه نيز بر عهده پيمانكار مـي باشد. مالكيت پروژه در طول مدت زمان قرارداد بر عهده كارفرما است.
در اكثر حالتها، شركاي (پيمانكارها) خصوصي قسمتي يا تمام هزينه مالي جهت ساخت و بهره بـرداري واحـد عمرانـي را بـر عهده مي گيرند، لذا طول دوره بهره برداري بايد براي برگشت سرمايه اي كه بخش خـصوصي در ايـن راه خـرج مـي كنـد كافي باشد. در پايان دوره، بخش دولتي مي تواند حق بهره برداري از واحد صـنعتي را بپـذيرد يـا بـراي اعطـاي حـق بهـره برداري ، با صاحب امتياز خصوصي قبلي پيمان ببندد يا آن را تحت يك پيمان به يك بخش خصوصي جديد اعطا كند. يك نشان ويژه و كليدي قرارداد  BOTسرمايه گزاري مالي بخش خصوصي اسـت. در  BOTحكومـت بـراي فراينـدهاي كامل توسعه قرارداد كه شامل تمام ريسكهاي مربوطه است با بخش خصوصي قرارداد مي بندد. در روش  ، BOTبايد تعادل بين قيمت و كيفيت ايجاد گردد. با انتخاب درست شكل سرمايه گزاري، طراحي، ساخت، مواد و مصالح، قيمتهاي نگهـداري و قيمتهاي بهره برداري ، هزينه هاي عملياتي كمتر مي شود و بالاترين سودها به دست مي آيد. پروژه هاي  BOTشامل تعدادي شركتها و تشكيلات هستند كه همه آنها بايد براي انجـام يـك پـروژه موفـق جمـع شـوند حال اين سوال پيش مي آيد كه انجام پروژه  BOTمفيد و قابل اطمينان است يا خير. براي رسيدن به جـواب ايـن سـوال بايد اطلاعات كافي در مورد پروژه  ، BOTريسكها ، مزايا و معايب اين پروژه در دسترس باشد كه در ذيل آورده شده است.

۳-۱-۲) ريسك هاي موجود در اجراي پروژه بصورت BOT

درك و يافتن ريسكهاي اجراي پروژه به صورت ساخت ، بهره برداري و انتقال BOTبـراي حفـظ منـافع مـالي پيمانكار و كارفرما مهم است. پروژه هاي  BOTعلاوه بر ريسكهايي كه اكثر شيوه هاي سـنتي دارنـد ، داراي چنـد ريـسك منحصر به خود مي باشند كه عبارتند از:
 -ريسك سياسي
برخي از ريسكهاي سياسي كه يك پروژه مي تواند با آن روبرو شود عبارتند از:
الف- توقيف غير قانوني
ب- تغيير قوانين
ت- تصويب توسعه و گسترش كار
پ- عدم فعاليت دولت و يا انجام فعاليتهاي مغاير با پروژه
ج- تاخير پرداختها توسط دولت
ح- قيد و شرط گذاشتن براي ارايه تسهيلات
خ- افزايش ماليات
و- وضع اضطراري سياسي(تغيير دولت)
ه- انقضاي حق امتياز توسط حكومت
 -ريسك تكميل عمليات ساخت
ريسك تكميل عمليات ساخت در اجراي پروژه ها به صورت  BOTبيشتر از پـروژه هـاي سـاخت سـنتي و شكلهاي ساده تر اجراي پروژه  DBمي باشد.اين ريسكها شامل:
الف- سلب مالكيت زمين
ب- افزايش هزينه، زمان انجام كار
ت- هزينه و گستره پروژه شناخته شده است ولي كار و ميزان تنوع آن مشخص نمي شود.
پ- قصور و عدم اجراي تعهد توسط پيمانكار
ج- قصور و عدم اجراي تعهد توسط شركت صاحب امتياز
ح- خسارت و آسيبهاي طبيعي
خ- ايجاد وضع اضطراري
با توجه به موارد ذكر شده، ريسكهاي تكميل عمليات ساخت ممكن است منتج به اين شود كه حكومـت حـق امتيـاز را خاتمه دهد اگر تخلف يا كاستي از سوي شركت صاحب امتياز ناشي شود.
 -ريسكهاي بهره برداري
برخي از ريسكهايي كه در اجراي پروژه هاي  BOTبا آن مواجه مي شويم در هنگام بهره برداري و نگهـداري پروژه ظاهر مي شوند. به جز انقضاي حق امتياز بهره برداري توسط شركت صاحب امتيـاز ، ايـن ريـسكها مـستقيما بـه شركت صاحب امتياز برمي گردد. برخي از اين ريسكها شامل:
الف- قصور و عدم اجراي تعهد پيمانكار بهره بردار
ب- بروز وضع اظطراري يا آسيبهاي طبيعي
ت- ريسك نيروي كار
پ- ريسك تكنولوژي
 -ريسك تامين منابع مالي
ريسكهاي تامين منابع مالي به دو بخش اصلي تقسيم مي شوند كه عبارتند از:
الف- ريسك تورم
ب- ريسك تغيير نرخ بهره
هر يك از اين دو ريسك بر شركت صاحب امتياز تاثير داشته ، به علاوه ريسك افزايش نرخ بهره بـر تـامين كننـده وام پروژه اثر مي گذارد. شركت صاحب امتياز دو عملكرد اساسي را در مواجهه با اين ريسكها مي تواند انجام دهد:
الف- استفاده از تمامي وامها و پولهاي ذخيره
ب- افزايش عوارض (نرخ خدمات)
 -ريسك قانون گذاري
برخي ريسكهاي قانوني كه در پروژه هاي  BOTبا آن مواجه مي شويم عبارتند از:
الف- مالكيت سرمايه ها
ب- مشكلات مالي يا ورشكستگي شركت صاحب امتياز
ت- بروز اشكال در اسناد و مدارك تامين منابع مالي
پ- به اجرا گذاشتن وثيقه ها
در بسياري موارد ، ريسكهاي قانوني متوجه وام دهنده پروژه مي شود.
 -ريسك بازار و سوددهي
محدوده پاياني ريسكي كه پروژه هاي  BOTبا آن مواجه مي شوند، ريسكهاي بازاريابي و سوددهي مي باشد كـه مـي تواند به سه بخش گسترده كه در ذيل آورده شده گروه بندي شود.
الف- كسب درآمدهاي ناكافي از دريافت تعرفه و عوارض
ب- درآمدهاي ناكافي از ديگر بهره برداريها
ت- ناكافي بودن خريد و فروش

۴-۱-۲) مزاياي پروژه BOT

الف- انتقال ريسك به بخش خصوصي
ب) در اتمام دوره قرارداد، حكومت بدون سرمايه گزاري مالي از وجـوه عمـومي و تقبـل كمتـرين ريـسك وارث واحدي با بهره برداري مناسب مي شود.
ت) به خاطر اين كه طراحي ، توسعه و ساخت همه جزيي از مسئوليتهاي يك شريك مستقل است واحد صـنعتي مناسبتر و بهينه به مرحله بهره برداري مي رسد.

۵-۱-۲)معايب پروژه BOT

الف- به علت پيمانهاي متعدد و مختلف ، سازمانها و مراحل درگيـر در آن بـه خـصوص مراحـل اوليـه فراينـدي
پيچيده است.
ب- اعتماد به درآمدهاي پيش بيني شده در طول قرارداد ايـن اعتمـاد، حيـاتي تـرين قـسمت اطلاعـاتي بـراي صاحب امتياز است . برنامه ريزي تجاري صاحب امتياز بر اساس فرضهاي نادرست مي تواند ويران كننـده باشـد. اين موضوع در پروژه تونل بين بريتانيا و فرانسه كه يكي از ابتدايي ترين پروژه هاي  BOTبود مشاهده گرديد.

BOO (2-2ساخت، تملك ، بهره برداري

در يك قرارداد  BOOپيمانكار وظيفه ساخت و بهره برداري از يك واحد صنعتي تسهيلات را بدون اينكه حـق بهره برداري از آن را به بخش دولتي (عمومي) انتقال دهد بر عهده دارد. مسئوليت قـانوني واحـد صـنعتي بـر عهـده بخـش خصوصي باقي مي ماند و هيچ نوع تعهدي بر عهده بخش دولتي براي خريداري واحـد صـنعتي يـا بـر عهـده گـرفتن حـق مالكيت آن وجود ندارد. يك قرارداد  BOOممكن است، اگر تمام قوانين كشور را ارضا كند، واجد شرايط معاف از ماليات نيـز بشود. در اين نوع قرارداد تهيه كننده (سازنده) واحد صنعتي مالكيت خود را تا آخر عمر واحد صنعتي حفظ مي كند و حكومت تنها در مورد خريداري تسهيلات (خدمت) تهيه گرديده براي يك دوره مشخص توافق مي كند.
روش  BOOشامل بيشترين درجه شراكت بخش خصوصي در توسعه يك واحد صنعتي است. تحت اين مدل، كنسر سـيوم و متوليان سرمايه گزاري، پروژه را انجام مي دهند و از آن مانند يك مالك بهره بـرداري مـي كننـد. در ايـن مـدل پيمانكـار بيشتر گرفتار سرمايه گزاري است كه انجام مي دهد.

BBO (3-2خريد، ساخت، بهره برداري

يك معامله (قرارداد)  BBOيك شكل از فروش دارايي (ملك) است كه شامل تجديد، احيا يـا بـسط تـسهيلات موجود است. در اين روش حكومت، دارايي (ملك) خود را به يك واحد بخش خصوصي مي فروشد، سپس بخش خـصوصي بهبود و اصلاحات و ترميمات را بر روي دارايي (واحد صنعتي) جهت بهره بـرداري از آن بـراي بدسـت آوردن سـود مناسـب انجام مي دهد.

۴-۲) پيمان خدماتي

۱-۴-۲)بهره برداري و نگهداري :

يك شركت يا كشوري با يك شركت خصوصي براي بهره برداري و يا نگهداري از يك واحـد خـدماتي مـشخص پيمان مي بندد. در زمان نگهداري يا بهره برداري از واحد خدماتي بـه وسـيله بخـش خـصوصي، بخـش دولتـي مالكيـت و مديريت كلي را بر واحد يا سيستم خدماتي حفظ مي كند.

۲-۲-۴)بهره برداري، نگهداري و مديريت:

يك بخش دولتي با يك بخش خصوصي براي نگهداري و مديريت يك واحد يا سيـستمي كـه خـدمات را فـراهم مي كند پيمان مي بندد. تحت اين پيمان، شريك دولتي مالكيت خود را بر روي واحد يا سيستم حفظ مي كنـد، ولـي بخـش خصوصي ممكن است سرمايه خود را در اين راه به كار بياندازد. هر سرمايه به كار افتـاده خـصوصي و نقـش و سـهم آن در عمليات و بهره برداري به دقت محاسبه مي گردد. عموما در پيمان هايي با دوره طولاني تر فرصت زياد تري براي افزايش سرمايه گزاري بخش خصوصي وجود دارد زيرا زمان زيادتري براي جبران هزينه هاي سرمايه گزاري و بازگشت سرمايه اي قابل اعتماد وجود دارد. بـسياري از دولـت هـا از ايـن نوع پيمان مشاركت براي توسعه سرويس هاي فاضلاب استفاده مي كنند.

BTO (5-2ساخت، انتقال، بهره برداري

در مدل  ،BTOبخش خصوصي مسئوليت طراحي و ساخت يك واحد صنعتي يا بخشي از تاسيـسات زيـر بنـايي را براي آن فراهم مي كند. بعد از تكميل ، حق مالكيت واحد عمراني جديـد بـه حكومـت انتقـال داده مـي شـود ولـي بخـش خصوصي پيمانكار تعهد پيماني براي بهره برداري از واحد عمراني و بازرگاني سرمايه به كار انداخته شده در پروژه را در طول مدت سال هايي كه معين شده است تحت نظر مديريت (حكومت) دارد.

BOOT (6-2ساخت، مالكيت، انتقال، بهره برداري

زماني كه هيچ پيمان بهره برداري براي صـاحب امتيـاز وجـود نداشـته باشـد مـدل قـراردادي  BOTتبـديل بـه BOOTمي شود. در اين حالت شركت صاحب امتياز مانند مالك عمل مي كند. در ايـن روش نيـز ماننـد  BOTصـاحب امتياز، مسئول طراحي، ساخت، تامين مالي، بهره برداري و نگهداري است و در دوره قرارداد مالك پروژه محسوب مي شـود. اغلب واحد صنعتي بعد از پايان دوره قرارداد، بدون هيچ هزينه اي به حكومت برگردانده مي شود.

Developer Financing (7-2سرمايه گزاري توسعه دهنده

منظور از فاينانس نوعي از سرمايه گزاري (اغلب خارجي و گاه داخلي) اسـت كـه در آن سـرمايه گـزار بـه عنـوان مهمترين عنصر در مشاركت سازنده ( پيمانكار- طراح ) در مسئوليت هاي طراحي و اجرا حضور دارد و پس از پايان سـاخت و آغاز بهره برداري، اصل سرمايه بعلاوه بالاسريهاي ديگر را از دولت به عنوان ضامن كارفرما (دستگاه بهره بردار) با اقـساطي معين و طبق توافق اوليه دريافت مي كند. لازم به ذكر است كه سرمايه گزار مي تواند در عوض ، حـق سـاخت مغـازه هـاي تجاري ، منازل و يا تسهيلات صنعتي در محل پروژه را پيدا كند و از آن روش بتواند سرمايه به كار انداختـه خـود را بدسـت آورد.

LDO (8-2 اجاره، توسعه، بهره برداري

در طي اين مشاركت، شريك خصوصي واحد صنعتي موجود را از حكومت اجـاره مـي كنـد يـا مـي خـرد و بـراي مدرنيزه كردن و يا توسعه واحد صنعتي سرمايه گزاري مي كند و پس از آن در طي دوره قراردادي كه با حكومت بسته شـده است بهره برداري مي كند.

۹-۲) DBB طراحي، مناقصه، ساخت

يك روش سنتي مورد استفاده در  ۵۰سال اخير بوده كه براي اجراي پروژه ، يك تيم مهندسي براي طراحي پروژه بر اسـاس اهداف، بودجه و نيازهاي كارفرما به كار گرفته مي شود. با كامل شدن طراحي اجراي پروژه، يك پيمانكـار بـر طبـق فراينـد مناقصه براي ساخت و نصب بر اساس حداقل قيمت انتخاب مي شود. در مدت زمان ساخت ، مهندسـين طـراح بـر عملكـرد پيمانكار ساخت بر اساس طراحي و مشخصه هاي فني و همچنين قوانين كارفرما نظارت دارند.
 DBBيك روش بسيار موثر اجراي پروژه براي كارفرماها طي سالهاي متمادي بوده اسـت تـا بتواننـد كيفيـت مهندسـي و ساخت پروژه را تأمين نمايند. شركت مهندسي نوعا از آغاز پروژه بر اساس صلاحيت ، تجربه و تأمين كردن منـافع كارفرمـا، هم در زمينه طراحي و هم در زمينه ساخت عمل مي نمايد و خدمات تخصصي را به عنوان نماينده كارفرما انجام مـي دهـد. پيمانكار ساخت نيز كه در مناقصه ساخت موفق شده است، عمليات ساخت را بر اساس طرح مـشخص داده شـده بـا حـداقل قيمت به عنوان فروشنده Vendorانجام خواهد داد. مسئوليت بهره برداري و نگهداري از تاسيسات بعد از اتمام پروژه بـه عهده كارفرما خواهد بود.

۱-۹-۲) مزاياي DBB

 – پيمانكاران به صورت رقابتي بر اساس مدارك كامل طراحي شده حداقل قيمت را لحاظ مي كنند.
– ارفرما، پيمانكار مهندسي را بر اساس صـلاحيت و توانـايي انتخـاب مـي كنـد و ايـن پيمانكـار نماينـده و وكيـل
كارفرماست.
– پيمانكار مهندسي در مديريت ساخت نيز فعاليت دارد چرا كه داراي ديد طراحي و مهندسي پروژه است.
– نقشها و وظايف مهندسي و ساخت به طور واضح تعريف شده است و وظايف مشخص شده است.
– كارفرما نيز در فرايند طراحي فعاليت دارد.
DBB – معايب۲-۹-۲
 – فازهاي ساخت اجراي پروژه متوالي بوده و ممكن است به زمان زيادي براي اجرا نياز داشته باشد.
 – قيمت نهايي اجراي عمليات ساخت تا قبل از پايان طراحي و فرايند مناقصه شناخته شده نيست.

DB (10-2 طراحي وساخت

در روش طراحي و ساخت،كارفرما از طريق يك قرارداد واحد با طراح- سازنده، خدمات طراحي و ساخت پروژه را تـامين مي نمايد. مسئوليت و ريسك كارفرما در اين روش به حداقل مي رسد و منبع واحد مسئوليت )طـراح- سـازنده( تمـامي خدمات طراحي، تداركات و ساخت پروژه را بر عهده مي گيرد. در اين سيستم امكان طرح و ساخت همزمان بـه حـداكثر مي رسد. ريسك كارفرما در راه اندازي پروژه مربوط به اطلاعاتي است كه در مرحله برگزاري مناقصه و يا مذاكره بـراي واگذاري قرارداد طرح و ساخت توليد مي كند. اجرا كننده  DBمعمولآ قيمت كار طراحي و ساخت را بـه طـور همزمـان پيشنهاد ميكند. طراحي و ساخت ممكن است بطور همزمان باشد يا نباشد. در سيستم اجراي  DBپروژه، شركت طراح به عنوان يك بخش از مجموعه  DBبوده و به عنوان نماينده كارفرما ارائـه خدمات نمي نمايد؛ بنابراين در اين سيستم، هيچ گروهي به عنوان نماينده كارفرما كه وظيفـه اجـراي قـوانين و علاقـه منديهاي كارفرما در كار مي باشد وجود ندارد. هنگامي كه در اجراي يك پروژه ملي ، پيچيدگي ، تقابل و بحث بين ادارات و واحدهاي تشكيل دهنده آن پـيش بينـي مي شود يا لزوماً وجـود دارد، فراينـد اجـراي پـروژه بـه ايـن روش، پيچيـدگي هـاي كـار را بـه حـداقل مـي رسـاند و مجموعه  DBبر روي تحويل و توليد محصول تعريف شده، تمركز مي كند.غالبـاً كارفرمـا بـراي تعريـف برنامـه هـاي ساخت، تهيه دستورالعمل هاي كار، انتخاب پيمانكار DBو مديريت قرارداد يك شـركت مـشاور را بـه كـار مـي گيـرد. همچنين كارفرما با يك شركت مجزا، براي ارائه خدمات مديريت اجرايي جهت اعلام نيازهاي خـود قـرارداد مـي بنـدد. مسئوليت بهره برداري و نگهداري از تاسيسات بعد از اتمام پروژه به عهده كارفرما خواهد بود. در اين روش تـامين كليـه منابع مالي به عهده كارفرما مي باشد.
نشريه  ۵۴۹۰سازمان مدريت و برنامه ريزي كشور روش طرح و ساخت را بدين صورت تعريف كرده است:
– انجام تمام يا برخي از مراحل مختلف كارهاي مهندسي پروژه (مهندسي مقدماتي، مهندسي پايه، مهندسي تفصيلي)
– تامين و تدارك كالاها ،تجهيزات و مصالح پروژه و خدمات فني مرتبط با آنها.
– عمليات ساختمان، نصب و راه اندازي و آزمايش هاي كارآيي و ساير خدمات جانبي مرتبط با آنها، كه به طور تـوام، توسـط
پيمانكار انجام مي شود.
قابل ذكر است اين روش را علي الخصوص در پروژه هاي صنعتي روش  EPCمي نامند.

۱-۱۰-۲)مزاياي اجراي پروژه به صورت  DB

 – معمولآ سريعترين روش اجراي پروژه مي باشد.
 – يك مجموعه مسئول طراحي و ساخت است
 – صرفه جويي در هزينه و زمان
 – بهبود مديريت ريسك براي كارفرما
 – نياز به مديريت و هماهنگي هاي كمتر توسط كارفرما
 – ارتقاي قابليت ساخت داخل كشور و نو آوري
 – داشتن قيمت اوليه قطعي هزينه انجام پروژه و جدول زمانبندي اوليه
 – درگيري پيمانكار در امر طراحي
 – تداخلات تخصصي ، درون پروژه اي مي شود و شامل كارفرما نمي شود.

۲-۱۰-۲) معايب اجراي پروژه به صورت DB پيمانكار  DBممكن است براي حفظ محدوده سود خود ،خدمات كمتري را نـسبت بـه روش مناقـصه اي ارائه نمايـد و قيمت اجرا، رقابتي نمي باشد.

– درگيريهاي كارفرما معمولآ محدود به مراحل اوايه پروژه ميشود.
– هنگامي كه صرفه جويي ها و تغييرات طراحي توسط پيمانكار  DBمشخص مي شود، ممكن است كاهش پنهـاني در كيفيت به وجود آيد.
– مدارك اجرايي تا هنگامي كه تعهدها برآورده نشود كامل نمي شود و ممكن است مخالفت در مـورد كيفيـت كـار و طراحي در زمان آينده بروز نمايد.
 – تداخل ديدگاه ها و نظرات به عنوان طراح و سازنده.
 – نبود نماينده براي كارفرما براي اعلام نظريات او روش اجراي پروژه بصورت  DBمي تواند در اجراي موفق پروژه ، در صورتيكه پروژه به دقت انتخاب شـده و ريـسكهاي آن دقيق بررسي شده باشند تاثير زيادي داشته باشند. اگر چه روش  DBبراي اجراي تمامي انواع پروژه مناسب نيست ولي مـي تواند اساسا در شرايط زير استفاده شود:
الف – توانايي دستگاه اجرايي در تعريف دقيق و كامل پروژه
ب – تامين بودن اعتبار مورد نياز
ت – وجود پيمانكار توانمند
پ – براي طراحي و كيفيت ، استاندارد صنعتي مشخصي موجود باشد.
ج – زمان يك عامل مهم و بحراني باشد.
ح – ريسك كلي انجام پروژه در حد پايين تا متوسط باشد.
خ – پروژه پيچده باشد. (هنگاميكه كارفرما منابع مديريتي مناسب براي اجراي پروژه پيچيده را در درون سازمان نـدارد، از پيمانكاران  DBاستفاده مي كند).

۳-۱۰-۲) در نظر گرفتن ريسك ها

هنگامي كه اقدام به اجراي پروژه به روش  DBمي شود، ضروري است كه ريسكهاي بالقوه كار را مرور كرده ، مكان و زمان وقوعشان را مشخص نموده و تا حد امكان آنها را كاهش داد. ريسكي كه بروز آن غير قابل اجتناب باشد، بايـد در قرارداد به همراه اينكه كدام بخش )كارفرما يا پيمانكار( بهتر قادر خواهد بـود كـه ريـسك ها و هزينـه هـاي مربوطـه را مديريت كند، مشخص شود. مديريت ، تخصيص اعتبار و توازن دقيق ريسكها براي تكميل پـروژه بـر اسـاس بودجـه و زمان مشخص شده ، بسيار حياتي مي باشد.

۴-۱۰-۲) معيارهاي انتخاب تيم طراحي- ساخت

بررسي دقيق شركتهاي پيشنهاد دهنده قيمت درفرآيند پيش ارزيابي، عاملي موثر در كاهش ريـسكهاي كارفرمـا مـي باشـد. اعضا تيم  DBبايد با در نظر گرفتن موارد زير مورد ارزيابي قرار گيرند:
 – تجربيات طراحي و ساخت به همراه مراجعي در خصوص انجام پروژه هاي مشابه
 – مدارك نحوه عملكرد در پروژه هاي قبلي، شامل بودجه ، برنامه زمان بندي و كيفيت
 – خوشنامي در صنعت مربوطه بخاطر مديريت درست مطالبات و ادعاها
 – مشاركتهاي موثر بر اساس برنده بودن هر دو طرف شراكت
 – قدرت و ثبات در منابع مالي
 – دارا بودن برنامه هاي سازماندهي و مديريت
 – شايستگي و صلاحيت نيروهاي متخصص و كليدي
 – منابع در دسترس و مختص پروژه
 – پيشنهاد چندين گزينه قابل انتخاب ، شامل گزينه هاي طراحي و ساخت ، گزينـه هـاي منـابع انـساني ، روشـهاي پرداخت پول و جدول زمانبندي فشرده تر.

۱۱-۲) كليد در دستTurnkey  

مدل اين نوع قرارداد مانند  DBاست ولي در آن حوزه مسئوليت هاي طراح- سازنده به طراحي پايـه و مـشاركتدر تامين موقت مالي پروژه گسترش مي يابد. در آن پيمانكار مسئوليت تدارك، ساخت و مشاركت موقت در تامين مالي و راهاندازي پروژه را به عهده مي گيرد. به اين روش  Package-dealنيز گفته مي شود. تحت يك قـرارداد  ،Turnkeyبخـشدولتي با بخش خصوصي براي طراحي و ساخت يك واحد عمراني كامل بـر اسـاس كاراييهـاي مـشخص شـده اسـتاندارد ومعيارهاي توافق شده بين بخش دولتي و خصوصي پيمان مي بندد.بخش خصوصي توسعه گر، واحد عمراني را تحت يك قيمت معين مي سازد و ريـسك سـاخت تحـت آن قيمـت تـوافقي رامتقبل مي گردد.عموما در يك قرارداد  ، Turnkeyشركاي خصوصي از روش طرح و ساخت همزمان استفاده مي كنند و ايـن نـوع تركييـباغلب بخش خصوصي را قادر به كامل كردن واحد عمراني در زمان كمتر و با قيمت بسيار پايين تر نسبت به آن چيزي كه باكمك از تكنيكهاي ساخت قديمي مي تواند انجام شود بسازد.

۱۲-۲) ( Construction Management) – مديريت ساخت

ممكن است برخي كارفرمايان، براي برنامه ريزي و اجراي پروژه هـاي پيچيـده، منـابع داخلـي بـراي برنامـه ريـزي، طراحي و ساخت آن پروژه را نداشته باشند. براي پوشش اين نياز ، خدمات مديريت ساخت مـي توانـد بـه دو شـيوه متفـاوت فراهم گردد.

۱-۱۲-۲) مديريت ساخت- مشاور

در اين شيوه مديريت ساخت، كارفرما به طور جداگانه با يك پيمانكار مشاور مديريت سـاخت بـه عنـوان نماينـده CM-Agen و يك يا چند پيمانكار اصلي كه از طريق مناقصه مشخص مـي شـوند قـرارداد مـي بنـدد. نماينـده مـشاور  مديريت ساخت هزينه تخصيصي اوليه و برنامه زمانبندي را تهيه كرده و به كارفرما براي انجام مناقصه در فازهـاي مختلـف ساخت ياري مي رساند. كنترل هزينه بهتر و برنامه زمانبندي اصلاح شده از دو ويژگي مهم اين شيوه مي باشد كه مي توانـد براي پروژه هاي بزرگ و پيچيده كه روشها و راه حلهاي متفاوتي وجود داشته كه تاثير زيادي بر هزينه دارنـد مـورد اسـتفاده قرار گيرد.

۱-۱-۱۲-۲) مزاياي مديريت ساخت- مشاور

مديريت ساخت- مشاور ، يك نماينده براي كارفرما و همچنين مهندس طراح و ناظر پروژه براي پيمانكار بوده كـه از بار مديريتي كارفرما در پروژه هاي بزرگ و پيچيده مي كاهد. -برنامه زمانبندي و تعيين امكان اجراي بخشهاي مختلف پروژه توسط مديريت ساخت – مشاور مـي توانـد سـرعت كار را افزايش داده و موجب صرفه جويي در هزينه ها شود.
 – تخصص در تخمين هزينه و اجرا توسط مديريت ساخت – مشاور مي تواند در مرحله طراحي، ميزان هزينه سـاخت را براي كارفرما آشكار مي سازد.
– معايب مديريت ساخت – مشاور
– مديريت ساخت- مشاور هزينه اضافي و سر بار است.
– هزينه نهايي ساخت براي كارفرما تا قبل از انجام طراحي مشخص نيست.
– پيمانكاران اصلي چندگانه ميزان كاغذ بازي و زمان انجام امور را افزايش داده و زمينه هاي ايجاد نزاع و مـشاجرات
را افزايش مي دهد.
-در مديريت ساخت- مشاور، معمولاً نياز بيشتري به تلاش نسبت به هنگام استفاده از پيمانكاران عمومي داريم.

۲-۱۲-۲) پيمانكار مديريت ساخت

در شيوه دوم مديريت ساخت ، كارفرما به طور مجزا با يك پيمانكـار مهندسـي مـشاور و يـك مـدير سـاخت در ريـسك يـا پيمانكار ريسك ساخت قرارداد مي بندد. در اين شيوه قرارداد، مدير ساخت در ريسك قرار دارد تا هنگامي كه همـه خـدمات پيمانكاري و همه خدمات مديريت ساخت را براي پروژه فراهم سازد. خدمات پيمانكاري ساختي كه ارائه مي شود بـر اسـاس حداكثر هزينه ضمانت شده، هزينه ثابت تعريف مي شود.

۱-۲-۱۲-۲) مزاياي پيمانكار مديريت ساخت

مهندسي در اين روش نيز به عنوان نماينده كارفرما در حفظ نيازها و خواسته هاي كارفرما تلاش مي كند.
 – التزام بر هزينه اوليه به كارفرماي پروژه امنيت هزينه اي مي دهد.
 – پيمانكار مديريت ساخت، مسؤل مديريت فرايند ساخت بوده و با پيمانكاران دست دوم برخورد زيادي دارد.
 – پيمانكار مديريت ساخت مي تواند از حجم كار مديريتي كارفرما در پروژه هاي بزرگ و پيچيده بكاهد.
 – پيمانكار مديريت ساخت قابليت اجراي پروژه ، هزينه و برنامه زمانبندي را دائماً مرور كـرده و در تـأخيرات مقاومـت مي كند.
 -امكان انجام همزمان طراحي و ساخت و همچنين انعقاد قراردادهـاي اصـلي چندگانـه سـرعت عمليـات سـاخت را افزايش مي دهد.

 ۲-۲-۱۲-۲) معايب پيمانكاري مديريت ساخت

 – پيمانكاري مديريت ساخت يك هزينه اضافي و سر بار است.
 – پيمانكاري مديريت ساخت ممكن است براي حفظ محدوده سود خود خدمات كمتري نسبت بـه شـيوه مناقـصه اي ارائه دهد. بين نقش مديريت ساخت و پيمانكاري تناقض و تداخل ايجاد مي شود.

نتيجه

 همانطور كه در ابتداي مقاله آورده شد، دو مشخصه اصلي كه موجب تفاوت بين كليه شيوه هاي اجراي پروژه شـده است، چگونگي پيوستگي مراحل انجام پروژه و همچنين چگونگي تامين منابع مالي مورد نياز مي باشد. از ديگر معيـار هـاي مهم انتخاب شيوه هاي اجراي پروژه، مي توان زمان، هزينه، رضايتمندي كارفرما و تعريف دقيق پروژه را نـام بـرد. اگـر چـه امروزه در دنيا، روشها و ابزارهايي براي تعيين نوع شيوه اجراي پروژه تهيه شده است كه به دو روش، يكي بـر اسـاس ارزش ئدادن به هر يك از معيارهاي مورد نظر كارفرما و ديگري بر اساس دانش تجربي و انجام پروژه هـاي مـشابه آن عمـل مـي كنند، هنوز در اكثر نقاط جهان، معيار انتخاب شيوه اجراي پروژه بر موفقيتهاي پيشين و تجربه كارفرما از آن شيوه ها صورت مي پذيرد. البته در برخي موارد نيز به انتخاب درست پيمانكار و تجربيات او نيز تاكيد مي شود. از مهمترين عوامل موفقيت در پروژه هاي  DBO ،DBو  BOTتعريف درست مراحل و محـدوده پـروژه اسـت. پروژه اي كه قبل از اتمام طراحي، شروع به عمليات ساخت مي نمايد ، فقط در صورت تعريف درست پروژه مي تواند بطـور موفق خاتمه يابد. با توجه به مزايا و معايب هر يك از شيوه ها ي موجود و معيار هاي انتخاب هر يـك، بطـور خلاصـه مـي توان نتيجه گرفت كه اجراي پروژه بصورت  ( DBكه در كشورمان با نام  EPCشناخته مي شود) بهترين شيوه اجراي اكثـر پروژه ها مي باشد. (همچنانكه تحقيقات نيز نشان مي دهد، اجراي پروژه ها بصورت  DBدر جهان با سرعت بالايي در حال رشد است). در صورت بزرگي بيش از حد پروژه، موجود نبودن منابع مديريت مورد نيـاز تكنولـوژي مربوطـه و عـدم تعريـف دقيق پروژه،  MCبهترين انتخاب و در صورت عدم تامين منابع مالي از سوي دولـت،  BOTبهتـرين شـيوه اجـراي پـروژه مذكور مي باشد.
با توجه به نوع و شرايط قرارداد، حكومت ها مـي تواننـد از سـودها و فوايـد مـشاركت بخـش خـصوصي- دولتـي برخوردار شوند. با توجه به شرايطي كه كشور ايران دارد و با عنايت به اينكه از نظر تامين مـالي توسـعه تاسيـسات زيربنـايي مشكلاتي وجود دارد، حركت مسئولان كشور به سوي روشـهاي جديـد خـصوصي سـازي مخـصوصا در صـنعت نفـت و در سالهاي اخير صنعت برق رشد چشمگيري يافته و در اين مقام نيز سعي شد كه آشـنايي هـر چـه مختـصر نـسبت بـه گونـه قراردادهاي جديد پيدا شود.
اميد داريم مطالبي كه در اين مبحث گنجانده شد، بعنوان چارچوبي براي درك بهتر مزايا و معايب هر يك از شـيوه هاي اجراي پروژه مفيد بوده و بكار گيري اين مفاهيم ، موجب انتخاب بهتر شيوه اجراي پروژه براي پـروژه هـاي بـزرگ و زيربنايي آينده كشور عزيزمان باشد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *