انواع قرارداد های نفت، گاز، پتروشیمی و خدمات حقوقی و قراردادی مرتبط با این پروژه ها

انواع قرارداد و خدمات حقوقی و قراردادی مرتبط با آنها در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی

 

 

 

فرق EPC و EPCM ؟

فرق Lump Sum و Turnkey ؟

از این دست سوال‌ها خیلی زیاد است و خیلی‌ها در مورد انواع اصطلاح‌هایی که برای قرارداد به کار می‌رود گیج می‌شوند. در این مطلب مقداری در مورد انواع قرارداد توضیح داده میشود، ولی مهم‌تر از آن دو نکته است که به ما کمک می‌کند مشکلات در فهم ماجراهای این حوزه راحت‌تر حل کنیم:
  • اصلاح‌های قراردادی (مثل چنتایی که مثال زده شد) تعریف خیلی دقیقی ندارند و در بیشتر مواقع متن‌های مختلف با معنی‌های کمابیش متفاوتی به کار می‌روند. از طرف دیگر، تصورهای نادرستی هم در مورد بعضی از آنها است و بعضی از متن‌ها آنها را اشتباه توضیح می‌دهند. مثلا Turnkey در بیشتر از نصف متن‌های انگلیسی که می‌شود در اینترنت پیدا کرد اشتباه توضیح داده شده است.
  • قراردادها رو از چند جهت می‌شود دسته‌بندی کرد و هر نوع دسته‌بندی هم اصطلاح‌های خودش را دارد، در نتیجه این دو گروه اصطلاح را نمی‌شوده با هم مقایسه کرد. مثلا Lump Sum و EPC رو نباید با هم مقایسه کنیم،‌ چون یکی درباره قیمت قرارداد است و دیگری درباره ارتباط ارکان پروژه .
انواع دسته بندی قرارداد؛
دسته‌بندی اول بر اساس مبلغ قرارداد است، یعنی همان چیزی که در حوزه دانش مدیریت تدارکات پم‌باک هم توضیح داده می‌شود. قراردادها را از نظر طبیعت قیمتشان به سه دسته می‌شود تقسیم کرد:
  • قیمت ثابت (Fixed-Price): در این نوع قرارداد گستره (Scope) پروژه یا الزامات و مشخصاتی که منجر به تدوین گستره می‌شوند را به دقت تعیین می‌کنند و بعد قراردادی برای انجام کل آن کار با قیمتی ثابت می‌بندد. مشخص است که در این حالت پیمانکار باید کاررا به دقت بررسی کند و حتی اگه پروژه طراحی نشده، آن را به طور کلان طراحی هم بکند و بعد وارد مناقصه شود. تقریبا پیمانکارهای کارخانجات باید مبلغی معادل ۲% مبلغ قرارداد را صرف طراحی‌های کلانی بکنند که برای شرکت در مناقصه لازم است. مبلغ خیلی زیادیه! ممکنه این مبلغ ثابت تبصره‌هایی هم داشته باشد، مثلا تعدیل داشته باشد (یعنی افت ارزش پول هم در هر پرداخت محاسبه می‌شود و به اون اضافه می‌شود)، پاداش داشته باشد (پاداش معمولا وابسته به معیارهایی تعریف میشود، مثلا تسریع در تکمیل پروژه یا این‌که محصول کار پروژه بیشتر از مشخصات اولیه باشد) و امثال اون‌ها. معمولا اگه قرارداد هیچکدام از این تبصره‌ها رو نداشته باشد Lump Sum تعریف میمشود  ، ولی گاهی به هر نوع قرارداد قیمت ثابتی (حتی اگه تعدیل و پاداش و … هم داشته باشد) Lump Sum گفته می‌شود.
  • بازپرداخت هزینه (Cost Reimbursable): این همان چیزی است که در ایران پیمان مدیریت گفته می‌شود. در این حالت پیمانکار برای پروژه هزینه می‌کند، صورت حساب هزینه‌ها به کارفرما داده و پول دریافت میکند. قطعا درصدی هم جهت کارمزد رو صورتحساب محاسبه و صورت وضعیت میشود.. پول اضافه‌ای که پرداخت میشود ممکن است مقداری ثابت باشد (مثلا کل هزینه‌ها به اضافه ۱۰۰ میلیون تومن بابت سود و بالاسری‌های آن)، درصدی از هزینه‌ها باشد (هزینه‌ها به پیمانکار پرداخت میشود با مثلا ۱۰% اضافه بر آن) یا آن را وابسته به پارامترهایی مثل عملکرد می‌کنند. بعضی وقت‌ها برای درصدی که به پیمانکار داده می‌شود یا برای کل پروژه سقف و کف هم تعریف میکنند و ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. این نوع قرارداد مشکلات زیادی دارد،‌ چون معمولا برای  پیمانکار اهمیتی ندارد که هزینه اضافه کند. (یا حتی از این بابت سود هم می‌برد، البته به جز بعضی حالت‌های خاص). به همین خاطر کارفرماهای دولتی خیلی از کشورها اجازه استفاده از این نوع قرارداد رو ندارند (کلا هم از این نوع قرارداد معمولا در پروژه‌های کوچک استفاده می‌شود).
  • دستمزدی (Time and Material) یا فهرست بهایی (Unit Price): در حالت دستمزدی پیمانکار دستمزد کارهایی که انجام داده است را می‌گیرد. مثلا ۲۰۰ نفر ساعت برای کارفرما کار کرده، در قرارداد درنظر گرفته شده که هر نفرساعت چقدر هزینه دارد، آن مبلغ محاسبه و به پیمانکار پرداخت می‌شود. ممکن است مصالح هم به عهده پیمانکار باشد و برای آن‌ها هم از اول حق الزحمه‌ای مشخص شده باشد. مثلا در پروژه کوچک برای سیم‌کشی یک ساختمون تعریف شده و در قرارداد عنوان شده که هر متر سیم‌کشی فلان مقدار هزینه دارد؛ این همان قرارداد دستمزدی است. وقتی مصالح هم برعهده پیمانکارباشد، طبیعت قرارداد دستمزدی به قرارداد همخانواده‌ آن، یعنی فهرست بهایی نزدیک می‌شود. همه به قراردادهای فهرست بهایی آشنایی دارند. یک فهرست بهایی وجود دارد که قیمت واحد انواع و اقسام کارها در آن مشخص شده و پیمانکار به ازای مقدار کاری که انجام می‌دهد صورت وضعیتش حساب می‌شود.
هرکدام از این نوع قراردادها ممکن است در خود نوع دیگه‌ای را هم داشته باشند. مثلا اکثر شما اقلام فاکتوری را در قراردادهای فهرست بهایی میشناسید. یک سری از کارهای این نوع قراردادها در فهرست بها پوشش داده نمی‌شود و در این حالت پیمانکار بعد از این‌که هزینه می‌کند، فاکتورهزینه‌ها را به کارفرما صورت وضعیت کرده و آن پول را به همراه ضرایبش می‌گیرد. یعنی در واقع یک حالت پیمان مدیریتی کوچک در دل حالت فهرست بهایی وجود دارد. نمونه دیگه قراردادهای قیمت ثابته؛ معمولا توصیه می‌شه تو دل قراردادهای قیمت ثابت یه سری بهای فهرستی هم برای کارهای اضافه احتمالی مشخص بشه تا اگه کاری به پیمانکار اضافه شد دیگه گرفتار تعیین هزینه‌شون نشیم و اون‌ها رو به حالت فهرست بهایی حساب کنیم.
ماجرای مهم دیگرارتباط بین ارکان پروژه‌ است. این دسته‌بندی را نمی‌شود مثل قبلی جامع و مانع کرد و واقعیت این است که به نظر میاید حالت‌های آن نامحدود باشند. در نتیجه در این مقاله صرفا تعدادی از رایج‌ترین‌های آنان عنوان میشود:
  • حالت Design-Bid-Build: در این حالت یک شرکت کار طراحی را انجام می‌دهد، بعد از این‌که طراحی تمام شد یک مناقصه برگزار می‌کنند و پیمانکاری برای ساخت آن پروژه‌ای که طراحی شده انتخاب می‌کنند. این همون حالتی است که در ایران برای پروژه‌های معمولی دولتی به کار می‌رود. یک مشاور است که طراحی می‌کند و یک پیمانکار است که ساخت را انجام می‌دهد. قطعا قیمت قرارداد هرکدوم از این دوتا شرکت هم می‌تواند هرکدام از آن سه حالت گفته شده باشد، ولی کلا چون در زمان مناقصه طراحی انجام شده، به راحتی می‌شود با پیمانکار قرارداد قیمت ثابت بست و در نتیجه سراغ دو نوع قرارداد دیگر که ریسک زیادی برای کارفرما دارند نمی‌روند. در ایران در این حالت قرارداد پیمانکار را فهرست بهایی می‌بندد، شاید به این خاطر باشد که طراحی معمولا با عجله انجام می‌شود و بعد از تکمیل طراحی هم اعمال نظرهای متفاوتی میشود و گاهی حتی پیش از تکمیل طراحی با پیمانکار قرارداد بسته میشود.
  • حالت Design-Build یا Design-Construct: در این حالت طراحی و اجرا را یک شرکت انجام می‌دهد. دو اسمی که عنوان شده معمولا زمانی به کار می‌روند که پروژه ساختمانی، عمرانی، راه‌سازی و امثال آن‌ها باشد. اگه پروژه ساخت کارخانه یا نفت و گازی باشد معمولا EPC نامیده میشود، که مخفف Engineering, Procurement, Construction است؛ معنی ساده آن این است که: همه کارها را یک شرکت انجام می‌دهد. در بسیاری از مواقع آن شرکت خودش از پیمانکارهای دست دوم کمک می‌گیرد، ولی در هر حال کل کار متعلق به آن شرکت بوده و در قبالش مسئولیت کامل دارد.
  • حالت Management Contracting یا EPCM: در این حالت هم کارفرما با یک شرکت قرارداد می‌بندد و آن شرکت تمام پیمانکارهای دست دوم رو انتخاب می‌کند و بعد از عقد قرارداد هم آن‌ها را مدیریت می‌کند، ولی قرارداد بین کارفرما و آن شرکت‌ها بسته می‌شود، نه بین EPCM/MC و آن شرکت‌ها. مشخص است که پول پیمانکارها را هم خود کارفرما می‌دهد و EPCM/MC از این بابت مسئولیتی ندارد. EPCM مخفف     Engineering, Procurement, Construction Management است، ولی به این معنی نیست که آن شرکت کار طراحی، تدارکات، اجرا و مدیریت رو انجام می‌دهد، بلکه به این معنی است که کار مدیریت طراحی، تدارکات و اجرا را انجام می‌دهد. بعضی وقت‌ها کار طراحی هم مستقیما به عهده EPCM است.
  • حالت Build-Operate-Transfer: در این حالت تمام کارهای پروژه را پیمانکار انجام می‌دهد و حتی هزینه آنها را هم خود آن پرداخت می‌کند. در عوض محصول پروژه (مثلا کارخانه) تا یک مدتی متعلق به پیمانکار است و هزینه‌ها و سود آن را از محصول آن برمی‌دارد و بعد از آن مدت (که در قرارداد مشخص می‌شود) کارخانه را به کارفرما تحویل می‌دهد
Turnkey، که در ایران کلید در دست تعریف شده (شاید معادل‌های دیگه‌ای هم به کار برود. Turnkey (ترکیبی از دو دسته‌بندی‌ای است که گفته شد. به پروژه‌ای می‌گویند Turnkey که Lump Sum باشد (قیمتش ثابت باشه)، کل کارهای آن را یک پیمانکار انجام دهد EPC ) یا Design-Build باشد)، طوری که کارفرما بتواند بلافاصله بهره‌برداری را شروع کند و مبلغ پروژه را هم در آخر کار به پیمانکار پرداخت نمایند. یعنی کارفرما مشخصات محصول را مشخص می‌کند، قرارداد می‌بندد و کنار میرود. بعد از این‌که پروژه تموم میشود، آن را از پیمانکار تحویل گرفته و پول آن را پرداخت میکند. معمولا تو این نوع قرارداد کارفرما مجاز نیست که در حین اجرای پروژه در آن دخالت کند.
بعضی مواقع به پروژه‌های EPC لام‌سامی که مبلغ آنها تدریجی پرداخت می‌شود هم Turnkey میگویند و حتی گاهی به هر نوع پروژه EPC هم  Turnkey اطلاق میشود  ، که زیاد درست نیست.

 قراردادها در صنعت نفت

ایرنا- باتوجه به سیاست و خط مشی کلان دولت جمهوری اسلامی ایران و موضوع استفاده از حداکثر توان داخلی به منظور دستیابی به اهداف استقلال و خودکفایی کشور و بر اساس برنامه‌ ریزی ‌های به عمل آمده مبتنی بر ملاحظات اقتصادی و ضرورت حداکثر استفاده از بخش خصوصی به منظور ارجاع کارها و خدمات موردنیاز صنعت نفت، تنظیم و اجرای قراردادها از جایگاه خاصی برخوردار است.
شناسایی مؤسسات و امکانات داخلی و ارزیابی آنها برای برگزاری مناقصات عمده به منظور انتخاب مهندسین مشاور و پیمانکاران ذیصلاح داخلی و انعقاد قراردادهای جامع و عمده با آنان به منظور تحقق اهداف مرتبط با اجرا و راه‌ اندازی پروژه‌ ها و طرح‌ های بزرگ جدید، یا بهینه سازی و توسعه طرح‌ های موجود که پیوسته به صورت کلان بویژه در سطح وزارت نفت مطرح و مورد پیگیری واقع می ‌شوند
در صنعت نفت مراحل انعقاد قرارداد به این ترتیب است که پس از تهیه نقشه‌ ها و مشخصات اجرایی طرح، اسناد مناقصه منتشر و از پیمانکاران برای شرکت در مناقصه دعوت می ‌شوند. پس از بررسی تمام شرایط پیمانکاران و پیشنهادها، پیمانکار برتر انتخاب و قرارداد با وی منعقد می‌ شود. در این نوشتار بخشی از قراردادهای رایج صنعت نفت تشریح می‌ شود:

**قراردادهای طراحی ( E )

قراردادهایی که فقط مرحله طراحی پروژه را شامل می‌ شود به قراردادهای E معروف ‌اند.

**قراردادهای طراحی و خرید (EP )

قراردادهایی که شامل مرحله طراحی و تامین کالای پروژه هستند، قراردادهای EP نام ‌گذاری می ‌شوند.

**قراردادهای خرید و ساخت (PC )

پروژه‌ هایی که مرحله خرید و ساخت از پیمانکار خواسته می‌ شود، حالت PC دارند که اکثر پروژه‌ های کشور از این دسته هستند.

**قراردادهای (EPC )

اجرای پروژه‌ های بزرگ در صنعت نفت به روش EPC گسترش فراوانی داشته است، تا جایی که بسیاری از فعالیت ‌های در دست اجرا با بهره گیری از این روش انجام می‌ شود.
روژه‌ های EPC، دارای اولویت ‌هایی همچون سرعت بیشتر و اعمال کنترل مناسبت ‌تر بر امور و فعالیت ‌های اجرایی هستند. در این روش عملیات مهندسی، تدارک و تامین و اجرا به صورت موازی با هم و در قالب یک قرارداد انجام می‌ شود.
با توجه به این نکته که یکی از نیازهای مهم بازار امروز به ویژه در پروژه‌ هایی که به وسیله بخش خصوصی یا به طریق فاینانس انجام می‌ شود، داشتن اطمینان از قیمت نهایی و تاریخ قطعی اتمام کار است، اجرای پروژه به صورت EPC، اطمینان بیشتر از قیمت تمام شده و زمان اتمام کار را فراهم می ‌کند
روش EPC، برگرفته از سه حرف اول مهندسی(Engineering)، خرید (Procurement) و ساخت (Costruction ) است.
در میان مراحل اجرایی قراردادهای EPC، بخش E به دلیل وابستگی زیادی که با توان اجرایی تیم پیمانکار دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

**قراردادهای مشارکتی

این نوع قراردادها به دو دسته تقسیم می ‌شوند که عبارتند از: (۱) موافقت ‌نامه‌ های مشارکت در تولید که این نوع از قراردادها، شرکت خارجی را متعهد به پرداخت مالیات و در برخی موارد بهره مالکانه، آموزش نیروی انسانی و مشارکت دولت میزبان می کند.

(۲) قراردادهای مشارکت در سرمایه‌ گذاری که در این قراردادها، کشور میزبان و شرکت عامل در سود و خطرپذیری توافق ‌نامه ‌های نفتی سهیم هستند. میزان مشارکت در عقد موافقت ‌نامه‌ های امتیاز متفاوت است در نتیجه دولت به مثابه شریک در تولیدی که بر اساس قرارداد انجام می‌ شود، سهیم است.

** قراردادهای خدماتی

این نمونه از قراردادها از دیرینه ‌ترین اشکال روابط قراردادی بین افراد از یک سو و جوامع از سوی دیگر به شمار می ‌آیند. این نوع از قراردادها در سه دسته قرار می ‌گیرند:

**قراردادهای صرفا خدماتی

این دسته از قراردادها در فعالیت ‌های اکتشافی کاربرد ندارد و تنها در تلاش ‌های تولید مورد بهره‌ برداری قرار می ‌گیرند. پاداش این قراردادها نقدی است و بهای مقطوع و مشخصی دارد. با این همه، گاه به منظور افزون کردن انگیزه سرمایه‌ گذار بیگانه در ارائه خدمات بهتر، امتیازهایی مانند خرید قسمتی از تولید اعطا می‌ شود.
نوع ساده آن، به صورت حق ‌الزحمه مقطع برای ارائه خدمات مشخص است و بابت دریافت کمک های فنی به کشور میزبان هیچ سهمی از نفت خام تولیدی پیش ‌بینی نشده است.

**قراردادهای ریسکی خدمت

این نوع قراردادها، عموما در کشف میادین نفت و گاز کاربرد دارند، اصولا ماهیت این نوع قراردادها به گونه‌ ای است که مسائلی چون مالیات و بهره مالکانه کمتر مورد توجه طرفین قرار می ‌گیرد.
در صورتی که کشفی صورت نپذیرد، قرارداد به خودی خود منتفی است، اما در صورت کشف نفت یا گاز، شرکت ملزم است آن را به مرحله تولید برساند.
به هر تقدیر، کل تولید در اختیار کشور میزبان قرار خواهد گرفت و شرکت عامل طبق شرایط قرارداد یا از مبلغی مقطوع به عنوان بازپرداخت سرمایه به همراه نرخ بهره و خطر پذیری برخوردار خواهد شد و یا بر اساس درآمد حاصل از میزان نفت تولید شده پس از کسر مالیات سهم خواهد برد

**قراردادهای بیع متقابل

در قراردادهای خدماتی بیع متقابل، شرکت سرمایه‌ گذار بیگانه، تمامی وجوه سرمایه‌ گذار مانند نصب تجهیزات، راه‌اندازی و انتقال فناوری را به عهده می ‌گیرد و پس از راه‌اندازی پروژه، آن را به کشور میزبان واگذار می کند. بازگشت سرمایه و نیز سود سرمایه شرکت، از طریق دریافت محصولات تولیدی انجام می‌ شود.
دلیل طبقه ‌بندی قرارداد بیع متقابل در رده قراردادهای خرید خدمت این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایه‌ گذاری از محل نفت خام و فرآورده‌های آن صورت می ‌گیرد.
پرداخت ها به صورت نقدی و غیرنقدی امکان پذیر است. این نوع قرارداد در کشورهایی که قوانین آنها، هرگونه مالکیت بخش خصوصی یا خارجی را بر صنعت نفت منتفی دانسته اند، اجرایی می‌ شود.

ارائه خدمات حقوقی مرتبط با قراردادها و پروژه ها

  شرکت نواندیشان شایان آرمان ارائه دهنده انواع خدمات حقوقی مرتبط با قراردادها و پروژه ها | ادعاهای مالی| تعدیل و قیمت های جدید| لوایح و گزارشات توجیه تاخیرات و سایر خدمات مربوط به این حوزه در پروژه های نفت و گاز، پتروشیمی، نیروگاهی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *